تبلیغات
به قلم من
 
پنجشنبه 1 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد
سلام به همه ی خوانندگان عزیز. به وبلاگ به قلم من خوش آمدید. اینجا محلی برای بحث و تبادل نظره. اگر مایل بودید می تونید نویسنده ی وبلاگ باشید. برای اطلاع از شرایط لطفا در بخش نظرات آدرس ایمیل خودتون رو ذکر کنید.
 با تشکر : شهرزاد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 14 مهر 1395 :: نویسنده : شهرزاد
حالا دیگه ذهنتون آماده است. انجام کارهایی که در دو پست قبلی بیان شد باعث شده تصویر و نقشه ی ذهنی بهتری داشته باشید و حالا دیگه وقتشه که دست به کار بشید.

 چیزی که اول از همه بهش احتیاج دارید یک تقویم جیبی با اندازه ی مناسبه. نباید خیلی کوچیک باشه و بهتره خیلی بزرگ هم نباشه چون قراره از این به بعد بشه یار همیشگی شما. صفحه ی امروز رو باز کنید. یعنی برید به تاریخ 14 مهرماه. توصیه می کنم که حتما تقویم امسال باشه. چون هم روزهای هفته برای برنامه ریزی مهم هستند هم تاریخ ها.

 امشب قبل از خواب، یک خودکار دستتون بگیرید و بنویسید که فردا چه کارهایی برای انجام دادن دارید.اول فقط بنویسید. احتمالا تعدادشون زیاد میشه. چون خیلی از کارها هست که ما توی طول روز انجام میدیم و قابل یادداشت کردن هستند. اما چون تا حالا روی کاغذ اونها رو ننوشتیم به چشمون نمی اومده که این قدر زیادن.
پس از زیاد بودنشون مضطرب نشید. شما قبلا هم همه ی این کارهارو بدون اینکه وقت کم بیارید انجام می دادید.

وقتی نوشتن کارها تموم شد از تکنیک الف،ب،پ،ت،ث برای دسته بندی کردنش استفاده کنید. این تکنیک زمان زیادی ازتون نمی گیره و خیلی هم ساده است. بر طبق این تکنیک:

 کارهای الف کارهایی هستند که انجام ندادنشون صدمات زیادی به شما میزنه و عواقب خیلی جدی ای رو به دنبال داره. مثل رفتن به سرکار، بردن فرزندان به مدرسه،به سرانجام رسوندن یک پرونده ی کاری،خواندن درس هایی که روز بعد از آنها امتحان یا کوییز دارید و یا تحقیقی که تاریخ ارائه اش نزدیکه. کارهای الف رو هم بر اساس اولویت اهمیت و ضرورت انجام آنها شماره گذاری کنید. به این ترتیب کار الف-1 مهم ترین کار و اولین کاری هست که باید انجام بدید و باید در زمانی زودتر از بقیه ی کارها انجام بشه.

کارهای ب کارهایی هستند که انجام ندادنشون ناراحتی یا مشکلی ایجاد میکنه. البته شدت عواقب اون، اصلا به اندازه ی کارهای گروه الف نیست. مثلا سرزدن به پدر و مادر ، تلفن کردن به یک دوست برای تبریک تولدش. پس کارهای ب هم باید انجام بشن اما ضرورت کارهای الف خیلی بیشتره. این کارهارو هم شماره گذاری کنید.

کارهای دسته ی پ، کارهایی هستند که انجام دادنشون خوبه ولی اگر هم انجام نشن هیچ عواقبی در پی نخواهند داشت. مثل تغییر دکوراسیون منزل. این طور کارها هم نیاز به برنامه ریزی دارن و شما باید وقت مشخصی رو برای انجامشون در نظر بگیرید.

کارهای ت کارهایی هستند که می تونید اونها رو به شخص دیگه ای واگذار کنید. یادتون باشه اگر کاری هست که لزومی نداره حتما شما اون رو انجام بدید، به افراد دیگه بسپارید. این تفکر رو از خودتون دور کنید که همه ی کارها رو باید خودتون انجام بدید تا درست انجام بشن. این یک وسواس بی مورده. بقیه هم می تونن در انجام کارها به اندازه ی شما توانمند باشن و شما هم ممکنه به اندازه ی دیگران توی کارتون اشتباه داشته باشید.

کارهای ث هم کارهایی هستند که می تونید به کلی اونها رو حذف کنید. کارهایی که از روی عادت انجام می دادید، کارهایی که زمانی به شما مربوط می شدند و حالا جزو وظایف شما نیست، کارهایی که دیگر برای شما مناسب نیستند و یا کارهایی که صرفا از روی علاقه انجام می دادید ولی وقت شما را هدر می دهد و انجام آن تاثیر محسوسی بر زندگی تان ندارند، در این دسته جای می گیرند.

دسته بندی شما تکمیل شد. این روش تنها زمانی می تونه یک روش کارا و مفید باشه که شما، اول از همه به سراغ کار الف-1 خود برید. تمام اراده ی خودتون رو  متمرکز کنید و تا زمانی که کار الف-1 که مهم ترین کار شماست، تموم نشده به سراغ کار دیگه ای نرید. دائم به خودتون یادآوری کنید که این مهم ترین و تاثیرگذارترین کار شماست و تا زمانی که به طور کامل انجام نشده نباید به هیچ کار دیگه ای فکر کنید. در برابر اتفاقات ناگهانی مقاومت کنید. و پس از سر و سامان دادن به آنها دوباره و به سرعت به سراغ ادامه ی کار برید و اصلا و ابدا ناامید نشید که هیچ سودی براتون نداره.

این بخش از کار فقط به اراده ی شما بستگی داره. به جای فکر کردن به سخت یا آسون بودن کارها، لذت بخش بودن یا نبودنشون، به این فکر کنید که کدومشون مهم تر و موثر تر هستند و کدومشون شما رو برای رسیدن به موفقیت یا پرهیز از شکست یاری می کنن.


شما یک فرد با اراده هستید. کافیه تصمیم بگیرید و به خودتون و دیگران ثابت کنید که بااراده ترین فرد هستید. شما می تونید باشید. باید شروع کنید. و یادتون باشه که ادامه بدید. چون سخت ترین بخش کار همین شروع کردنه. پس ادامه بدید و ادامه بدید. خواهید دید که سخت ترین کارها هم انجام شدنی هستند.


منتظر نظراتتون هستم دوستان با اراده ی من ....




نوع مطلب : تمرین، پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 12 مهر 1395 :: نویسنده : شهرزاد
خب دوستان عزیزم ، اوضاع خوب پیش میره؟ لیستتون رو آماده کردید؟ فکر کنم متوجه شده باشید که نوشتن این لیست چه فایده ای داشته. میبینید که چه لیست بلند و بالایی درست شده. مطمئنم قبل از تهیه ی لیست فکرش رو هم نمی کردید که این همه کار انجام نشده داشته باشید. چه رویاهایی که کنار گذاشته شدن ، چه کارهایی که نصفه و نیمه رها شدن و چه همه  کار که باید هر روز انجام بشن.

کاغذتون رو دوباره نگاه کنید. اولویت بندی هارو ببینید. نگاهی به اولویت های آخر بیاندازید. کدومشون قابل حذف شدن هستن ؟ چه کارهایی هست که می تونید بدون نگرانی، از انجام دادنشون چشم پوشی کنید؟ اگر کاری با این مشخصات دیدید، با خودکار قرمز یک خط روی اون بکشید.

حالا دوباره نگاه کنید. کدوم کارها وقت زیادی رو از شما می گیرن ؟ با چشم توی لیست اونهارو پیدا کنید و توی ذهنتون بسپارید. حالا ببینید که انجام اونها همون قدر مفید و یا واجبه که وقتتون رو می گیره ؟ کدوم یکی شون رو میشه حذف کرد؟ کدومشون خیلی مهم نیست یا سود قابل توجهی براتون نداره ؟ کدومش رو می تونید تغییر بدید و کاری کنید که زمان کم تری ازتون بگیره ؟ کدومش رو میشه به شخص دیگه ای واگذار کرد؟ با استفاده از علامت های مختلف این کارهارو هم مشخص کنید. مثلا بالای کاری که قابل واگذاری به دیگران هست کلمه ی واگذار رو بنویسید یا یک ضربدر کوچیک بزنید.

حالا برین سراغ رویاهاتون. ببینید کدومشون خیلی دور از ذهنه ؟ قطعا خودتون می تونید تشخیص بدید که کدومشون شدنی نیست و شما شرایط انجامش رو ندارید . حالا خوب نگاه کنید و ببینید کاری هست که قبلا براتون جالب بوده ولی الان اونقدر ها هم انجام دادنش براتون مهم نیست ؟ لطفا این دو دسته رو هم از لیستتون خط بزنید.

نوبتی هم باشه نوبت کارهای نصفه و نیمه رها شده است. خوب بهشون نگاه کنید. خیلی از کارها، زمان مشخصی رو برای انجام شدن می طلبه. ببینید توی لیستتون، کدوم کارهای ناتموم، زمان انجامشون گذشته. کارهایی که باید در وقت مقرری انجام می شده و در حال حاضر، ادامه دادن و تکمیل کردنشون، فایده ای نداره رو خط بزنید. باز هم کارهایی رو که میشه تکمیل کردنش رو غیرواجب دونست، کارهایی که میشه به دیگران سپرد و کارهایی که تکمیل کردنشون نیازمند مقدمات و شرایط خاصی هست رو باعلامت، نشونه گذاری کنید.

حالا دسته بندی دقیق تری دارید. و دید نسبتا بهتری درمورد کارهاتون پیدا کردید. پس وقتشه تغییرات لازمه رو توی روش زندگی تون اعمال کنید.

یک کاغذ دیگه بردارید. تاریخ امروز رو بالای صفحه، سمت راست بنویسید. بعد تاریخ 1 سال بعد رو بالای صفحه، سمت چپ، دقیقا روبروی تاریخ امروز بنویسید.

یعنی بنویسید : 1395/07/12                                        1396/07/12

حالا تصور کنید که یک سال گذشته. و شما قراره اتفاقاتی که توی این یک سال افتاده رو بنویسید. از ضمیر اول شخص و زمان گذشته برای نوشتن استفاده کنید. مثلا بنویسید : برای مسافرت به شهر زیبای همدان رفتم . یک کتاب داستان نوشتم . صبورتر شدم و حالا دیگه خیلی زود از کوره در نمیرم.

این ها فقط چند تا مثال بودن. منظورم اینه که اهدافتون می تونه در حوضه های مختلف باشه. حواستون رو خوب جمع کنید و کارهایی رو بنویسید که میشه در طول یک سال انجام داد. مثلا یک پیشرفت چشمگیر در حوضه ی شغلی، یا تغییر بعضی از عادتهای قدیمی شاید توی یک سال شدنی نباشن. مطمئن بشید که این کارهارو توی همین یک سال تصمیم دارید انجام بدید. حواستون به اولویت ها و البته مشغله های هر روزتون هم باشه. از خودتون خیلی توقع نداشته باشید و البته خودتون رو هم دست کم نگیرید.

این کاغذ ، در واقع حاوی  اهداف بلند مدت شماست.

کارهایی رو که گفتم انجام بدید و منتظر پست بعدی بمونید. برای تغییر کردن لازمه اراده داشته باشید. شما برای شروع به نوشتن اهدافتون احتیاج دارید. لازمه که آگاهی کافی از کاری که قراره انجام بدید رو کسب کنید. اراده کنید و کارهایی که خواسته شده رو انجام بدید. و مطمئن باشید روزهای بهتری در انتظارتونه. در آینده ای نه چندان دور، شما احساس رضایت بیشتری نسبت به خودتون خواهید داشت.

منتظر نظراتتون هستم...مثل همیشه ...




نوع مطلب : تمرین، پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 6 مهر 1395 :: نویسنده : شهرزاد
دوستان عزیزم، سلام. خوشحالم که باز برگشتم و موقعیتی رو به دست آوردم تا دوباره بنویسم. چند وقتی بود که یک ایده ی جالب برای نوشتن یک کتاب، ذهنم رو به خودش مشغول کرده بود. اما برام خیلی سخت بود که شروع کنم به نوشتنش. اینکه از کجا باید شروع کنم و چقدر باید روی نوشتنش وقت بذارم و هزار و یک جور فکر بازدارنده ی دیگه باعث میشد هر روز این کار رو عقب بیاندازم. تا اینکه یک روز  بالاخره تصمیم گرفتم. رفتم توی اتاقم و با خودم گفتم که تا 1 ساعت آینده همین جا قلم به دست می نشینم. حتی اگر چیزی به ذهنم نرسید از اتاق بیرون نمی روم. خیلی نوشتم و خط زدم تا اینکه خط روایی داستان رو به دست گرفتم. فکر نمی کردم خوب بشه ولی خدا رو شکر تا اینجا خوب پیش رفته.

شاید نوشتن کتاب یک چیز حیاتی در زندگی من نباشه. اما به هر حال یک رویای فراموش شده است.

توی زندگی هر کدوم از ما چیزهای مهم و غیر مهم زیادی وجود داره که ما هر روز بهشون فکر می کنیم. این افکار بخشی از ذهن ما رو درگیر می کنن و گاهی اوقات باعث اضطراب، ناامیدی، افسردگی و گاهی ایجاد مشکل های اساسی در روابط اجتماعی ما می شن.

فکر می کنم اراده ، موضوع مهم و تاثیر گذاری توی زندگی باشه. پس بیاید در موردش کمی حرف بزنیم...
پست های این مطلب نیاز به یک اراده ی اساسی داره. من میخوام از این پست که اولین پست این موضوع هست، ما قراری رو با هم بگذاریم.
در هر پست، فعالیت هایی رو ازتون میخوام که انجام بدید. خودم هم انجامش میدم.

برای این پست :

کاغذی رو بردارید و در یک محیط ساکت مشغول نوشتن بشید. چند دسته مطلب رو روی کاغذ بنویسید.

دسته ی اول کار هایی هست که اونها رو نصفه و نیمه رها کردید. کارهایی که شروع کردید اما تمومش نکردید.

دسته ی دوم کارهایی هست که دیگران از شما توقع دارند که انجام بدید ولی شما تا به حال به اونها عمل نکردید. منظورم کارهایی که همیشه از انجامش طفره رفتید و در روابط اجتماعی شما تاثیر گذاشته.

دسته ی سوم کارهایی هست که فکر انجام دادنش شما رو خوشحال میکنه. کارهایی که همیشه دلتون میخواسته انجامش بدید. مثل نوشتن یک کتاب که برای من همیشه یک رویا بوده. یا رفتن به یک کلاس ورزشی یا سفر به مکانی خاص و یا هر چیز دیگه ای.

دسته ی چهارم کارهای روزانه هست. کارهایی که هرروز یا در مدت معینی باید انجامش بدید.کارهایی که زمان مشخصی برای انجامش وجود داره. 2 بار در هفته یک بار در ماه یا در روزهای خاص مثل جمعه ها. چه اونهایی که انجام میدید و باهاشون مشکلی ندارید و چه اونهایی که برای انجام دادنشون هر بار خودتون رو اذیت می کنید و همیشه انجام دادنش براتون سخته ولی از روی اجبار انجام میدید.

لطفا لیستتون رو به هیچ کس نشون ندید. چون ممکنه باعث توجهات بی جای اطرافیان بشه و باعث بشه اونها کارهای شمارو زیر ذره بین بگیرن. این اتفاق بعداً ممکنه سرعت پیشرفت شما رو کند کنه. در ضمن، برای نوشتن لیستتون 24 ساعت زمان بگذارید. یعنی تا 24 ساعت فرصت دارید به لیستتون چیزی رو اضافه کنید. اما بعد از 24 ساعت دیگه بهش دست نزنید. حتی اگر چیز تازه ای به ذهنتون رسید اضافه نکنید. بعد از 24 ساعت با دقت لیستتون رو بخونید و سعی کنید از نظر تاثیرگذاری حدودا دسته بندی اش کنید. یعنی اول در هر دسته از شماره ی 1 تا ... شماره گذاری کنید. و سپس 5 کار مهم تر در کل دسته ها رو انتخاب کنید و یادداشت کنید. دقت کنید در شماره گذاری ، هر عدد رو فقط به یک کار اختصاص بدید و دوتا شماره ی 8 یا 3 تا شماره ی 5 نداشته باشید. برای انتخاب 5 کار مهم هم لازم نیست حتما از هر دسته یک انتخاب داشته باشید. ممکنه از یک دسته 4 مورد رو انتخاب کنید. مهم اینه که به نظرتون ضروری تر باشه.


خب دوستان عزیزم، همین الان اراده کنید و این لیست رو بنویسید. اگر به مشکلی برخوردید یا جایی رو متوجه نشدید در قسمت نظر دهی سوالاتتون رو بپرسید.  و اگر هم لیست رو تهیه کردید در مورد سخت یا آسون بودنش ، مفید بودن یا نبودنش نظر بدید. فعلا فقط می خوایم کمی به کارهامون دقت کنیم. بعد از تهیه ی لیست نیازی نیست کاری بکنید. مگر اینکه خودتون دوست داشته باشید.

منتظر پست های بعدی باشید.... منتظر نظراتتون هستم...




نوع مطلب : تمرین، پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 29 فروردین 1395 :: نویسنده : شهرزاد
با سلام به همه ی دوستان و همراهان. به خاطر تاخیر در گذاشتن این پست پوزش مرا بپذیرید. پرونده ی این موضوع در وبلاگ هم بسته شد. به عنوان جمع بندی و به رسم همیشگی وبلاگ عکس نوشته هایی در ادامه ی مطلب براتون آماده کردم. بخونید و نظرتون رو برای من و دیگر خوانندگان بنویسید.

منتظر نظرات خوبتون هستم...


بفرمایید ادامه ی مطلب


نوع مطلب : حرف های ناب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 11 اسفند 1394 :: نویسنده : شهرزاد
سلام دوستان عزیزم. همونطوری که گفتم این پست به قلم شما نوشته می شه.
 چیزهایی که اینجا نوشته می شه حاصل تجربه و تفکر دوستانمون هست. و البته اعتماد به نفسی که باعث شده بتونن نظرشونو به اشتراک بذارن. 
من دیگه به این نظرات پاسخ ندادم. چون پیشنهادهای شماست. و البته که همه ی اونها بسیار عاقلانه و خوب هستند. 
مرسی از همراهی بی نظیر شما دوستان همیشه همراه وبلاگ.

1- لطیفه  ( از وبلاگ لطیفه)
خب بریم جلوی آینه و از چیزهای خوبمون بگیم. 
یا اگه نویسنده ی خوبی هستیم دفتر رو باز کنیم
 و هر کلمه ای که به ذهنمون میرسه روی برگه کاغذ بیاریم.

2- علیپور ( از وبلاگ خدایا ، دوست دارم )
بستگی داره که شما به خواهید در چه زمینه ای اعتماد به نفس پیدا کنید ؟؟؟؟
مثلا اگر در مورد روابط عمومی و اجتماعی بخواهید قوی باشید
 باید اینقدر خودتون رو در شرایط قرار دهید تا تجربه هایتان 
و آموخته های روابط قبلی سبب شود تا دیگر استرس از بین برود....

3- بیکرانه ی وجود... دوست ( از وبلاگ شکوه زندگی )
سلام شهرزاد جان
بستگی داره به شرایط یا موقعیتی که دارم.
 اگه در شرایط اضطراری باشم که مجبورم اعتماد به نفسم رو بالا ببرم،
 با خودم میگم تو میتونی. 
اما زمانی که برای یک وقت خاصی باید آمادگی داشته باشم 
مثل کنفرانس در کلاس 
یا صحبت کردن در مورد موضوعی برای یک جمع خارج از دانشگاه و ...
 قبلش حتما مطالعه می کنم 
و روی اون سوالهایی که احتمالا به ذهن ها خواهد رسید تحقیق می کنم
 تا قریب به 99 درصد حرفهام درست باشه.
 یک درصد همیشه احتمال خطا وجود داره برای من. و حتی آدمهای دیگه.
منم مثل شما فکر می کنم..... خیلی عالیست بانوی مهربانی....

4- شادی ( از وبلاگ یک فنجان چای با خدا... )
سلام عزیز. 
بنظر من همون مطالعه خیلی خوبه. 
علاوه بر اون فکر میکنم انجام دادن کاری که آدم توش ماهره و خوب بلده، 
خیلی حس خوبی به آدم میده انگار که اعتماد به نفس رو بیدار میکنه.

5- زهرا ( از وبلاگ دلنوشته های قاصدک)
سلام عزیز دلم.
به نظر من برای تمرین، اول از همه باید
 باور کنیم که میشهاعتماد به نفسمونرو بالا ببریم ! 
بنظرم خود این مسئله خیلی میتونه تاثیرگذار باشه، 
همچنینتکرار و تمرین و حتی گاهی تلقین 
میتونه کمک کنه، تلاش کنیم برای بهبودی در مسئله ای که 
در اون اعتماد بنفس نداریم.
استفاده از کتابهای روانشناسی و 
همچنین کمک گرفتن از افراد دانا و توانمندی مثل شما دوست عزیز . 

دوستان عزیزی که دارید این پست رو می خونید :
 شما هم میتونید با ثبت نظراتتون، در این پست با ما شریک بشید.
 حتی دوستانی که نظرشون ثبت شده،
 خوشحال میشم اگر نظری دارن باز هم با ما در میون بذارن.
 مرسی از همه ی شما عزیزان...




نوع مطلب : حرف های ناب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 6 اسفند 1394 :: نویسنده : شهرزاد
 می خوام این بار یک کار متفاوت انجام بدیم. می خوام این پست رو فقط با یک سوال پر کنم و پست بعدی رو با جواب هاتون. 

شما چه تمرین ها یا روش هایی رو برای تقویت اعتماد به نفس پیشنهاد می کنید؟؟؟ 

یه سرچ کوچیک توی اینترنت...یه نگاه گذرا به قفسه ی کتاب...یا یه جستوجوی کوچیک در ذهن... فقط کافیه تصمیم بگیرید در یکی از پستهای وبلاگ شریک باشید. حتی یک خط...حتی یک کلمه هم برام ارزشمنده. هرچی کامل تر بهتر. 


و اینم نظر من :

یکی از چیزهایی که باعث اعتماد به نفس و کاهش اضطراب میشه اینه که شما آگاهی تون رو نسبت به موضوعات بالا ببرید. با مطالعه ی کتاب و یا تماشای مستند و یا تحقیق در اینترنت. که البته بهترین نوعش استفاده از کتابهای معتبر هست. وقتی در مورد یک موضوع آگاهی پیدا می کنی راحت تر می تونی باهاش مواجه بشی.

منتظر نظراتتون هستم. ...




نوع مطلب : پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد
سلام دوستان عزیز و همیشه همراه وبلاگ. موضوع جدید وبلاگ اعتماد به نفس هست. قبل از هرچیز می خوام با افتخار اعلام کنم،  موضوع جدید وبلاگ یعنی اعتماد به نفس، از طرف دوست عزیزمون زهرا جان از وبلاگ زیبای «دلنوشته های قاصدک» انتخاب شده. ایشون در یکی از نظراتشون موضوع بعدی وبلاگ رو پیشنهاد دادن و من هم با کمال میل پذیرفتم. پس با تمام وجودمون و مثل همیشه پر انرژی این موضوع رو پیش می بریم. امیدوارم دوست گلم زهرا جان راضی باشن.

برای شروع به این سولات پاسخ بدید: تا حالا شده در یک جمع رسمی حرف بزنید؟ یا در جمع دوستانتون شروع کنید به تعریف خاطره ای و جمع رو دست بگیرید؟ در کل تا به حال چقدر پیش اومده به خودتون اعتماد کنید و بدون فکر کردن به اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد، دست به یک کار خاص بزنید. از کودکی هاتون هم برام بگین. وقتی که دانش آموز بودید چقدر به داوطلب شدن یا کنفرانس دادن عادت داشتید؟ الان چطور؟ در محیط کاری تون چقدر ریسک می کنید؟ یا در تفریحاتتون چطور؟ 



نظراتتون برام ارزشمنده. منتظرم تا درمورد خودتون برام بگید. پست های این موضوع می طلبه که تجربیات خودتون رو به اشتراک بگذارید.

منتظرم ....




نوع مطلب : پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 17 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد
خب دوستان عزیزم. حرفهای خوبی در رابطه با امید و امیدواری گفته شد. و باز هم وقت اون رسیده که پرونده ی این موضوع هم بسته بشه. و مثل دفعه ی قبل چند عکس نوشته براتون در ادامه ی مطلب میذارم و منتظر نظراتتون می مونم.

بفرمایید ادامه ی مطلب


نوع مطلب : حرف های ناب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 13 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد
شاید براتون جالب باشه. 
جملاتی رو در چرک نویس یادداشت کرده بودم که در این پست قرار بدم. اما نظرات دوستان چنان هوشمندانه بود که همه ی اون بحث ها بیان شد. خوشحالم که با چنین دوستان فهیم و خوش فکری در ارتباط هستم و می تونم چیزهای خوبی ازشون یاد بگیرم. 
و اما بحث این پست : تا حالا شده به کسی که به شدت ناامیده برخورد کنید؟ در این طور موقعیت ها واکنش شما چیه؟ واکنش درست چی می تونه باشه؟ به طور کلی به نظر شما صحبت کردن با افراد برای امید دادن به اونها مفیده؟ یا صرفا یک دلداریه و یک رفع تکلیف؟ یا به نظرتون حرف زدن باعث میشه شخص مقابل حس کنه داریم نصیحتش می کنیم و عصبانی و آشفته بشه؟ 
در چه موقعیت هایی سکوت کردن خوبه و لازمه که بگذاریم افراد خودشون تجربه کنند و به اصطلاح سرشون به سنگ بخوره؟ و در چه موقعیت هایی میشه مداخله کرد؟ اصلا فکر می کنید امید دادن به یک شخص دیگه شدنیه؟ یا هر فردی صرفا باید خودش امید رو در وجودش پرورش بده؟

نظر شما چیه؟؟؟




نوع مطلب : پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 12 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد
خوشبختانه موضوع امید بسیار سریع تر و بهتر پیش رفت. دوستان عزیزم در نظراتشون حرف های بسیار خوبی گفتند و زمینه ی پیشرفت موضوع فراهم شد. قطعا تلاش کردن و مصمم بودن، مهم ترین مولفه در داشتن امید هست. جایی خوندم اگر کسی چیزی رو رها می کنه، در واقع هیچ وقت واقعا اون چیز رو نمی خواسته. مثل شخصی که رشته ی تحصیلی خودشو تحت فشارهای خانواده و بدون علاقه انتخاب می کنه و درجایی از زندگیش اون شغل رو رها می کنه. در حقیقت، چنین شخصی به داشتن آینده ی خوب با چنین شغلی امید نداره و تصویری که از آینده در ذهن می پرورونه چیز دیگه ای هست. پس تصور ما از آینده می تونه یک مولفه ی مهم در داشتن امید باشه. اینکه ما مطمئن باشیم اتفاقات خوبی خواهد افتاد و تصویر زیبایی از آینده برای خودمون ترسیم کنیم. تصویری که عمیقا باورش داشته باشیم. حالا سوال من از شما اینه. چطور میشه از چیزی به نام تلقین استفاده کرد و امید رو ایجاد کرد؟ اصلا به نظر شما این کار شدنیه؟ میشه انسان دائم به خودش بگه امیدوار باش و سعی کنه فکر های خوب بکنه و واقعا اتفاق های خوب پیش بیاد؟ نظرتون رو در مورد امیدواری های ساختگی برام بنویسید و بگید به نظرتون چنین امیدهایی تا چه حد موجب موفقیت می شن...

منتظر شما دوستان دانا و فهیم هستم ...




نوع مطلب : پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 7 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد
دوستان عزیزم، سلام. بحث جدیدمون قرار هست در رابطه با امید باشه. درمورد نقش امید در زندگی و اینکه امید داشتن و امید نداشتن چطور می تونه مسائل مختلفی رو در زندگی باعث بشه. به نظر شما داشتن امید چه ویژگی هایی داره؟ منظورم اینه که شما به چه کسی با چه مشخصاتی میگین امیدوار؟ فرق داشتن امید با خوش خیالی چیه؟ و اینکه شما تا چه حد به داشتن امید و تاثیرش بر اتفاقات اعتقاد دارین؟ تا حالا شده باوجود محال به نظر رسیدن چیزی بازهم باورش داشته باشین و به تلاشهاتون مصرانه ادامه داده باشین؟ اگر جواب مثبته ،بگین نتیجه اش چی شده؟

منتظرتون هستم...




نوع مطلب : پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد
خب دوستان عزیزم ، در این پست چند عکس و حرف براتون گذاشتم. به ادامه ی مطلب مراجعه کنید و نظرتون رو در مورد این سخنان برام بنویسید. از حضورتون ممنونم.



بفرمایید ادامه ی مطلب


نوع مطلب : حرف های ناب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد
حالا بیایید یک طور دیگه به این موضوع نگاه کنیم. اگه ما اون آدمی باشیم که رفتار ناگهانی و ناهنجاری داره چی؟ تا حالا براتون پیش اومده که حرفی بزنید که خودتون میدونید اشتباهه. یعنی چیزی بگید و همون لحظه از گفتنش پشیمون بشید. در این موارد واکنش بعدی شما چیه؟ آیا سعی می کنید با کلمات اشتباه خودتون رو مخفی کنید؟ یا سعی می کنید با ادامه دادن حرفتون وانمود کنید اشتباهی در کار نیست و حرفی که زدید واقعا حرف دلتونه؟ یا همون جا بلافاصله به اشتباهتون اعتراف می کنید و از شخص مقابل عذرخواهی می کنید؟ 
تجربیاتتون رو با من و دیگر خوانندگان به اشتراک بذارید... شاید باعث بشه تجربیات بد رو کمتر تکرار کنیم و یاد بگیریم رفتار درست واقعا چیه ...




نوع مطلب : پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد
یک روز از کسی شنیدم که رفتار هر کسی بیان گر احساسات شخصی خودشه. گاهی وقتی دل آدم می گیره دوست داره کم حرف باشه... گاهی از چیزی عصبانیه و بدون اینکه شما مقصر باشید با کوچک ترین حرفی سرتون فریاد می کشه. شاید بهترین کار در لحظه ی مواجه با یک رفتار ناگهانی این باشه که از شخص مقابل بپرسی : « چیزی شده؟» یا بپرسیم :« حالت خوبه؟ می خوای باهم کمی حرف بزنیم...» کار خیلی سختیه ... اما اگه سعی کنیم می بینیم بیشتر دعواهامون حذف می شه... و شاید زندگی شیرین تر بشه ... لااقل بخشی اش ... 

نظر شما چیه ؟




نوع مطلب : پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 1 بهمن 1394 :: نویسنده : شهرزاد
گاهی پیش میاد که حس می کنیم آدم ها رو خیلی خوب می شناسیم. حتی بهتر از خودشون. حتما برای همه ی شما پیش اومده که با رفتار های عجیب و غریب آدم ها مواجه بشین. عکس العمل شما در برابر رفتار های ناگهانی چیه؟
اول بگید که شما ، خود شما چه ری اکشنی نسبت به این موضوع دارید و بعد هم بگید که فکر می کنید چه رفتاری مناسب تره؟
در واقع حقیقت رفتاری خودتون و رویای رفتاری تون رو با من و خوانندگان وبلاگ به اشتراک بذارید. من هم تا رسیدن نظراتتون سعی می کنم در این رابطه بیشتر مطالعه کنم...
منتظر حرف دلهاتون هستم . 




نوع مطلب : پرسش و پاسخ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
به قلم من
بیایید کمی حرف بزنیم ...
درباره وبلاگ

خیلی دوست دارم دنیای اطرافم رو بهتر ببینم...

آدم ها رو بهتر بشناسم و از دریچه ی نگاه اونها به دنیا نگاه کنم...

بیایید با هم حرف بزنیم... حرف های تازه ...

مدیر وبلاگ : شهرزاد
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
............................................ .............................................

 ............................................